X
تبلیغات
جملات ناب و تک
جملات ناب و تک
 

روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که درسي بیاد ماندنی بدهد . راهب از شاگردش خواست کیسه نمک را بیاورد، بعد یه مشت از اون نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست آن آب را سر بکشد . شاگرد فقط توانست یك جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد  ، آنهم بزحمت .

استاد پرسید : " مزه اش چطور بود ؟ "

شاگرد پاسخ داد : " بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش "   

پیرهندو از شاگردش خواست یه مشت نمک بردارد و همراه او برود.  رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا  نمک ها  را داخل دریاچه بریزد ، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و به دست شاگرد داد و از او خواست آنررا بنوشد .  شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان را سر کشید .

استاد این بارهم از او مزه  آب داخل لیوان را پرسید.

شاگرد پاسخ داد :" کاملا معمولی بود . "

پیرهندو گفت : " رنجها و سختی هائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشود همچون یك مشت نمک است  و اما این روح و قدرت پذیرش انسان است که هر چه بزرگتر و وسیعتر شود ،  میتواند بار آن همه رنج و اندوه  را براحتی تحمل کند ، بنابراین سعی کن یك دریا باشی تا یه لیوان آب . "

نوشته شده توسط م.ر در تاریخ پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391 ساعت 2:7   |  


طراح قالب : سایت گلد اسکین
Copy Right © 2010